تبلیغات



Oneline users :

mahan_smp@yahoo.com

شقایق گل همیشه عاشق - ش

شقایق گل همیشه عاشق

ش :[عمومی , ]

فرشته های خدا

قلبش از عشق بود، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا،اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود .
پس كیسه شرارتش را گشود و محكم ترین ریسمانش را به در كشید.ریسمان نا امیدی را. نا امیدی را دور زندگی او پیچید ، دور قلب و استواری و دعا هایش .نا امیدی پیله ای شد و او ، كرم كوچك ناتوانی .
خدا فرشته های امید را فرستاد ،تا كلاف نا امیدی را باز كنند، اما او به فرشته ها كمك نمی كرد.او پیله گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت : نه باز نمی شود.هیچ وقت باز نمی شود.
خدا پروانه ای را فرستاد ،تا پیامی را به او برساند.
پروانه بر شانه های رنجور او نشست و او به یاد آورد كه این پروانه نیز زمانی كرم كوچكی بود گرفتار در پیله ای.اما اگر كرمی می تواند از پیله اش به در آید ،پس انسان نیز می تواند.
 
خدا گفت :  نخستین گره را تو باز كن تا فرشته ها گره های دیگر را.
او نخستین گره را باز كرد....
و دیری نگذشت كه دیگر نه گره ای بود و نه پیله و نه كلافی.
هنگامی كه او از پیله نا امیدی به در آمد ،شیطان مدت ها بود كه گریخته بود.

نوشته شده در دوشنبه 14 آذر 1384 و 11:12 ق.ظ توسط سید محمود پناهی

ویرایش شده در - و -